مسافر

امام...

سرود و شعر و شعارم امام خامنه ای

گل همیشه بهارم امام خامنه ای

پس از خدا و رسول و ائمه ی اطهار

تمام دار و ندارم امام خامنه ای

کاش بیشتر بودی...کاش.

+   ز-ب ; ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٧ آبان ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

آمدم تا دوباره بنویسم . باز هم وقتی دلتنگی از در و دیوار دل بالا می رود ،دستان نگارش دور کلمات حلقه می زنند ؛بی آنکه از سینه ی سوزان اذن گیرند سراسیمه روان می شوند تا چیزی از بار سنگین دنیایم بکاهند.

عارف نیستم . مومن هم نیستم! اما گاهی راستی که دنیا برای دل نازکم زندانی می شود که هر چه بیشتر سر بر دیوارش می کوبم بیشتر تنگ می شود هر چه بیشتر می گریم بی رحم تر می شود هر چه بلندتر فریاد می زنم دیوارش بلندتر می شود.

ای دوست! آنقدر دلم شکست که از همان خرده شیشه ها سنگ شد تا دیگر نشکند

+   ز-ب ; ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

یک پیام برای خدا

مهربانترینم!

اگر تو نمی دیدیم، اگر صدای التماسم را نمی شنیدی؛ اگر اراده و توان نمی دادیم هرگز به آرزویم نمی رسیدم هرگز.

حالا یک بار دیگر گوش اجابتت را به من بسپار! قشنگ دلنوازم! یار همیشه یاور! دست ناتوان دل و اندیشه ام را بگیر تا جز برای تو نباشد و هر چه اندوخت جز به عشق روی تو از آن بهره نگیرد.

آمین ای مهربانترین...

+   ز-ب ; ٧:٤۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

یه شعر از اون موقع ها!

می خوام بگم تو دنیا منم آقایی داشتم

تموم شب تو کلبم برو بیایی داشتم

تو آسمون اون بالا واسم دعا می خوندن

برای عاشق شدن شور و نوایی داشتم

الان دلم شکسته بال و پرم خسته است

اون موقع من با غما یه دل جدایی داشتم

برید به آقا بگین با تموم غربتم

با عشق و شور و مستی من آشنایی داشتم

صدای من حزینه ساکته! و غمینه

اما میون دریا منم صدایی داشتم

خیلی دلم گرفته است خبر کنید عالمو

می خوام بگم با همه منم خدایی داشتم...

+   ز-ب ; ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

نازدانه

در میان عاشقان عاشقانه تر منم

در خروش سیل اشک پر بهانه تر منم 

گرچه خشک و خالیم در خزان تپیده ام

در هوای عاشقی پر جوانه تر منم

بی تو بی ستاره ام بی تو ای هلال من!

باز اگر نظر کنی آسمانه تر منم

هر چه هجر تلخ و دور هر چه دوریت حزین

گو به هجر بیکران،بیکرانه تر منم

دستهای خالیم در خزان مهر دوست

مانده بی رمق ولی جاودانه تر منم

ای که می سپاریم دست بی وفاییت

کاش باورم کنی نازدانه تر منم!

+   ز-ب ; ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

قفس

این من و قفسی از دلتنگی. کسی برایم بخواند. گوش تنهاییم تشنه ی نیوش است و زبان بی کسیم از هر چه ترانه خاموش. گریه امان چشمان خسته ام را بریده است. این من و این دنیا و این قفس...

ای خدای بی تابی های همیشه ام! ای تنها و تنها محرم قلب غمبارم! تو بخوان. تو ببین. تو نگاه کن. تو تیمارم کن. تو...صدایم کن.

هر چه در آستان نگاه من است ابری است. با این باران ِ بی امان دیده هیچ نمی بینم . دستم را بگیر تا در این وادی وحشت و دلواپسی گم نشوم.

این روزها هم می گذرند. این روزها هم مثل تمام این دنیا ماندنی نیست. این روزها هم همچون دل خسته تر از همیشه ام در انتظار طلوع خورشیدی از جنس خود ِ خود ِ نور، تاریکی تکرار شبها را بر می تابند و هنوز هم وامدار رسم خوش صبرند. آری ! این روزها هم می گذرند...مثل ابرهای آسمان دل من. مثل عبور از سایه ی سنگین نگاهها.

من نگویم که مرا زین قفس آزاد کنید         قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

+   ز-ب ; ٦:۱٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

نشانی خدا...

بوی خدا می شنوم

عطر دعا و عاشقی

عطر پریدن از قفس

محبت شقایقی

باز دلم هوایی است

و میهمان آسمان

باز دوباره گم شدم

در این کران بی کران

چقدر دلتنگ دلم

او که دوباره میرسد

او که از این زمین تنگ

سوی ستاره می رود

پنجره باز می کنم

ماه چه آفتابی است

مپرس از راز نسیم

شب شب بی جوابی است!

دوباره پهن می کنم

سفره ی انتظار را

امید تازه می دهم

این دل بی قرار را

صدای نور می رسد

نشانی خدا کجاست؟

چرا پرنده ی دلم

ز آشیانه اش جداست؟

منم که دیده دوختم

به جاده ها و راهها

منم که آشنا شدم

به شیوه ی نگاهها

منم که مسکین و غریب

منم که بی لانه شدم

به شاهنامه ی زمان

منم که افسانه شدم

 

+   ز-ب ; ۱:٥۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

غم همیشه

دلم می  می خواد مثل همه

وقتی با تو حرف می زنم

قشنگ منو نگا کنی

یه بار به خاطر دلم

واسه ی حل مشکلم

اسم منو صدا کنی             واسه خودت جدا کنی

دلم می خواد وقتی چشام بارونی ِ

وقتی دلم پر از غمه

تو با من همزبون باشی

دوباره مهربون باشی

دلم می خواد یه بار دیگه

حرفامو جدی بگیری

دیگه دلم رو نشکنی

دیگه جدایی نکنی               یا بی وفایی نکنی

دلم می خواد باهام باشی

تا همیشه                         خدام باشی....

دلم می خواد پاک باشم

شاید می گی من فقیرم

سینه ی دریا ندارم             توشه ی فردا ندارم

خودت بگو!

من ، تو رو، اینجا ندارم؟!

تو با منی             مال منی             

با هر چی نالایقی               مال منی    تا همیشه!

امشب که شام غربته

چرا پناهم نمی دی؟            تو خونه راهم نمی دی؟

ببین هوا چه ابریه!

شاید که بارون بگیره

دلت واسم نمی سوزه؟

یعنی همینجا بمونم؟!

بعد نمی گن اینهمه التماس می کرد

ولی کسی جواب نداد؟

نمی گن این جایی نداشت تا که بره

اما خدا راهش نداد؟            مگه چقدر جا می گرفت.....

همین ورا            تو این کوچه         تو اون کوچه

کنج خیابون و غریب          شبا کنار جاده ها

روزها همش دلواپسی         غروب میشه        باز بی کسی

صبح می شه        هیچ کسی نیست    آره آره

همین ورا                        تو این کوجه         تو اون کوچه

اونقده پرسه می زنم

تا که یه بار بگی بیام

اونوقت دیگه هر چقدر هم نگات کنم سیر نمی شم

اونوقت دیگه من هستم و تو هستی و یه دنیای خوب و قشنگ....

کی می شه باز عاشق این فقیر بشیِ؟

+   ز-ب ; ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir